حضرت موسی علیه السلام وقتی به خداوند می رسه کش دار صحبت می کنه.

وَمَا تِلْكَ بِيَمِينِكَ يَٰمُوسَىٰ(طه ١٧)
و آن چيست در دست راست تو، اى موسى‌؟!
قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّؤُاْ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَىٰ غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَـَٔارِبُ أُخْرَىٰ(طه ١٨)
گفت: اين عصاى من است؛ بر آن تكيه مى‌كنم، برگ درختان را با آن براى گوسفندانم فرومى‌ريزم؛ و مرا با آن كارها و نيازهاى ديگرى است.
برای خداوندی که عالم به همه چیز هست داره می گه عصامه بهش تکیه می کنم و .....
کافی بود بگه عصا هست. اما چون خداوند معشوق مخاطب هست کش دار حرف می زنه.


اما همین حضرت موسی (ع) وقتی به دختران حضرت شعیب (ع) می رسه که نامحرم هستند،  بسیار بسیار کوتاه صحبت می کنه: 
مثلا سلام و احوال پرسی هم حتی نمی کنه. فقط و فقط دو‌ کلمه می گه ما خطبکما.
سوره قصص
وَلَمَّا وَرَدَ مَآءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةࣰ مِّنَ ٱلنَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ ٱمْرَأَتَيْنِ تَذُودَانِۖ قَالَ مَا خَطْبُكُمَاۖ قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّىٰ يُصْدِرَ ٱلرِّعَآءُۖ وَأَبُونَا شَيْخࣱ كَبِيرࣱ(٢٣)
و هنگامى كه به (چاه) آب مدين رسيد، گروهى از مردم را در آنجا ديد كه چهارپايان خود را سيراب مى‌كنند؛ و در كنار آنان دو زن را ديد كه مراقب گوسفندان خويشند (و به چاه نزديك نمى‌شوند؛ موسى) به آن دو گفت: «كار شما چيست‌؟ (چرا گوسفندان خود را آب نمى‌دهيد؟!)» گفتند: «ما آنها را آب نمى‌دهيم تا چوپانها همگى خارج شوند؛ و پدر ما پير مرد كهنسالى است (و قادر بر اين كارها نيست.)!»
نکات این ایه از تفسیر نور:
نکته هفت تفسیر نور:  گفتگوى مرد با زن در صورت لزوم مانعى ندارد. «مٰا خَطْبُكُمٰا»  
نکته هشت: سعى كنيم در حرف زدن با نامحرم، خلاصه سخن بگوييم. «مٰا خَطْبُكُمٰا»  
نکته هشت: نسبت به آنچه در اطراف ما مى‌گذرد، بى‌تفاوت نباشيم. «مٰا خَطْبُكُمٰا»  
نکته نهم: كار زن در خارج از منزل اشكالى ندارد، به شرط آنكه:الف: زن در محيط كار، تنها نباشد. «اِمْرَأَتَيْنِ‌»
ب: با مردان اختلاطى نداشته باشد. «مِنْ دُونِهِمُ  لاٰ نَسْقِي حَتّٰى يُصْدِرَ اَلرِّعٰاءُ‌» 
 

حالا چرا اختلاط با نامحرم گناه هست؟
اختلاط یعنی همین گفتگوی روزمره سلام چطوری چه خبر و غیره؟
چون هر چند هر دو نفر پاک باشند و نیت خیر هم داشته باشند اما گام به گام به هم نزدیک و‌ نزدیک تر می شند و وابسته می شند.
وابستگی و رفتن به مراحل بعدی گناه.

یعنی حتی وسط درس خواندن یهو ذهن می ره سمت طرف مقابل. یه ذره درس یه ذره فکر به نامحرم یه ذره درس یه ذره فکر به نامحرم و کنترل از دست انسان خارج میشه.
می خوایم پاک باشیم اما نمی شه.
شیطان خطوات داره. خطوات یعنی گام به گام.
از خطوات در ایه زیر می رسیم به فحشا  و منکر‌
یهویی شیطان نمی گه بسم الله بریم رابطه نامشروع با نامحرم. 
گام به گام می بره. فقط پیامک کوتاه. بعد چت کوتاه. بعد چت احساسی. بعد فقط عکسش ببینم بعد از دور ببینم. یه گفتگوی کوتاه بعد گفتگوی بلند و ......

يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيْطَٰنِۚ وَمَن يَتَّبِعْ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيْطَٰنِ فَإِنَّهُۥ يَأْمُرُ بِٱلْفَحْشَآءِ وَٱلْمُنكَرِۚ وَلَوْلَا فَضْلُ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُۥ مَا زَكَىٰ مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدࣰا وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يُزَكِّي مَن يَشَآءُۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمࣱ(نور٢١)
اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! از گامهاى شيطان پيروى نكنيد! هر كس پيرو شيطان شود (گمراهش مى‌سازد، زيرا) او به فحشا و منكر فرمان مى‌دهد! و اگر فضل و رحمت الهى بر شما نبود، هرگز احدى از شما پاك نمى‌شد؛ ولى خداوند هر كه را بخواهد تزكيه مى‌كند، و خدا شنوا و داناست!(نور۲۱)

هرچقدر هم وابستگی بیشتر بشه جدا شدن سخت تره. مگه می شه به این راحتی جدا شد؟
خداوند برای همین دستور داده اختلاط گناهه. حرف در حد ضرورت و کوتاه بدون احساس و کرشمه.
این روایت رو ببینیم:
در حدیث معتبری از امام صادق (ع) نقل شده كه حضرت فرمودند:« كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) يُسَلِّمُ عَلَي النِّسَاءِ وَ يَرْدُدْنَ عَلَيْهِ السَّلَامَ وَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع) يُسَلِّمُ عَلَي النِّسَاءِ وَ كَانَ يَكْرَهُ أَنْ يُسَلِّمَ عَلَي الشَّابَّةِ مِنْهُنَّ وَ يَقُولُ أَتَخَوَّفُ أَنْ يُعْجِبَنِي صَوْتُهَا فَيَدْخُلَ عَلَيَّ أَكْثَرُ مِمَّا أَطْلُبُ مِنَ الْأَجْرِ»؛ (1)

« رسول خدا (ص) بر زنان سلام مي‏كرد، و پاسخ سلام آنان را مي‏داد، امير المؤمنين (ع) نیز به زن ها سلام مي‏كرد و به آنان جواب مي‏داد، ولي از سلام كردن به زن هاي جوان كراهت داشت، و مي‏فرمود: مي‏ترسم صدايش در من حالتي ايجاد كند، و ضرري بيش از اجري كه مي‏خواستم نصيبم گردد».

همه چیز زن مخصوصا در سن بلوغ برای مرد جذابه حرف زدنش نگاهش و .....
بهترین راه اینه که ادم ازدواج کنه.
یعنی مثلا اگر پدری هست که توانایی تامین مالی و حمایت داره و جوان هم می تونه کار کنه و درس بخونه و خانواده دختر هم قبول کنن یه مدت نامزدی با اطلاع خانواده ها و چند سال عقد بمونن و بعد ازدواج.
اما معمولا یک مشکل این وسط پیدا می شه.
یا جوان توانایی کار و‌ درس نداره یا پدرش حمایت نمی کنه یا یکی از خانواده ها مخالفت می کنن همه چیز بهم می خوره. البته در خانواده های خیلی مومن و ساده گیر این اتفاق می افته اما در همه خانواده ها نه.

شیطان اینجا ورود می کنه می گه رابطه پاک داشته باشیم تا زمان ازدواج. اینجا همون گام های شیطانه هرچقدر هم سعی بشه پاک بودن نمی شه و وابستگی هی شدید و شدیدتر می شه.

اگر واقعا قصد ازدواج هست. قطع رابطه و بعد چند سال دیگه با توانایی ازدواج خواستگاری و .....
حتی در دوران نامزدی هم توصیه اینه که احساسی نباشیم. با عقل تصمیم بگیریم عیب خودش خانوادشو همه رو ببینیم.
اگر نامزدی احساسی شد همه ی بدی هاش رو خوبی می بینیم چون قلب، عقل رو راضی می کنه.
مثلا زیاد عصبانی می شه عقل می گه عصبی هست
قلب می گه نه این تعصب داره روی من. چون عاشقمه زیاد عصبانی می شه.
یعنی حتی نامزدی عقلانی خوبه نه نامزدی احساسی.
احساس در این حد که ازش خوشمون بیاد خوبه. نه در این حد که عاشق بشیم. چون عشق عقل راضی می کنه بدون دیدن عیب ها.

بعد از ازدواج، عقل انسان دوباره بهش برمی گرده و یکی یکی عیب ها را می بینیم.
مثلا همسری که زیاد قهر می کنه زود رنجه و یا مثلا خیلی وابسته به مادرش هست در هفته هفت روز اونجاست و ....
اینها عیب های ساده ای به نظر می رسه اما همین عیب های مثلا کوچک واقعا ازاردهنده هست.
پس عقلانی بودن قبل از ازدواج خوبه و مو را از ماست کشیدن.
و احساسی بودن بعد ازدواج خوبه، پاره اجر را وسط ماست را ندیدن. مشکل ما اینجاست جا به جا کردن این دو.
یعنی احساسی هستیم بیشتر قبل از ازدوج، عقلانی هستیم بعد از ازدواج.

حالا قطع رابطه هم خیلی سخت است. و یک نیروی قوی ای می خواهد. مثل معتادی که می خواهد ترک کند. بسته به میزان وابستگی ترکش سخت تر هست اگر ابتدای کار هست اسان تر هست هر چه رابطه طولانی تر سخت تر هست.
مثلا نماز باید عمیق تر باشد. و یاد مرگ درست.
من خودم با یاد مرگ در جوانی شهوات رو‌کنترل می کردم. یاد مرگ از جهت فنا برای ترک کردن. همه چیز را باید بگذاریم و برویم. 
اون کسانی که می رن جهاد با وجود زن و بچه یعنی در عین اینکه عاشق هستند اما وابسته نیستند. 
عاشق شدن بدون وابستگی این هنر مردان خداست.
ا