حبکده

یک روایتی هست که خیلی به ما کمک می کند: ذیل ایه ۱۹ انشقاق

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- قَوْلُهُ ... لَتَرْکَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ یَقُولُ حَالًا بَعْدَ حَالٍ یَقُولُ لَتَرْکَبُنَّ سُنَّهًَْ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ حَذْوَ النَّعْلِ بِالنَّعْلِ وَ الْقُذَّهًِْ بِالْقُذَّهًِْ لَا تُخْطِئُونَ طَرِیقَهُمْ وَ لَا یُخْطَی شِبْرٌ بِشِبْرٍ وَ ذِرَاعٌ بِذِرَاعٍ وَ بَاعٌ بِبَاعٍ حَتَّی أَنْ لَوْ کَانَ مَنْ قَبْلَکُمْ دَخَلَ جُحْرَ ضَبٍّ لَدَخَلْتُمُوهُ قَالُوا الْیَهُودَ وَ النَّصَارَی تَعْنِی یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ فَمَنْ أَعْنِی لَتَنْقُضُنَّ عُرَی الْإِسْلَامِ عُرْوَهًًْ عُرْوَهًًْ فَیَکُونُ أَوَّلَ مَا تَنْقُضُونَ مِنْ دِینِکُمُ الْأَمَانَهًُْ وَ آخِرَهُ الصَّلَاهًُْ.

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- لَتَرْکَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ یعنی حالی بعد از حال؛ می‌گوید: به راهی که پیشینیان رفته‌اند می‌روید بدون تفاوت. به‌اندازه‌ی یک وجب هم با آن‌ها تفاوت نخواهید داشت حتی پر تیری مانند پر تیر و گشادی دست به‌اندازه‌ی گشادی دست به‌طوری که اگر یکی از پیشینیان وارد سوراخ سوسماری شده باشد شما نیز داخل خواهید شد. گفتند: «منظورتان یهود و نصاری هستند». یا رسول الله (صلی الله علیه و آله) فرمود: «پس منظورم کیست»؟ دست آویزهای اسلام را یکی پس از دیگری می‌شکنید اوّلین چیزی که از دین خود در هم می‌شکنید امانت است [در نسخه دیگری امامت است] و آخر آن نماز است.
(تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۷، ص۴۹۶ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۴۸/ بحارالأنوار، ج۲۸، ص۸/ نورالثقلین؛ فیه: «قبلکم» محذوف)

سنت های خداوند تغییر نخواهد کرد و جریان های فکری همان است که بود.

خداوند در برخورد با مستکبر که پیمان حالیش نیست و کافر حربی است (نه کافر معمولی) چه دستوری می دهد:
ایه ای که باید عمل کنیم اینه و ایات بعدش:
سوره توبه
وَإِن نَّكَثُوٓاْ أَيْمَٰنَهُم مِّنۢ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُواْ فِي دِينِكُمْ فَقَٰتِلُوٓاْ أَئِمَّةَ ٱلْكُفْرِۙ إِنَّهُمْ لَآ أَيْمَٰنَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنتَهُونَ(١٢)
و اگر پيمانهاى خود را پس از عهد خويش بشكنند، و آيين شما را مورد طعن قرار دهند، با پيشوايان كفر پيكار كنيد؛ چرا كه آنها پيمانى ندارند؛ شايد (با شدّت عمل) دست بردارند!

دو الی سه بار وسط مذاکره امریکا حمله کرده. رهبر جهان تشیع را شهید کرده. بعد هم محاصره دریایی راه انداخته.
جنگ تا کجا؟ تا لعلهم ینتهون یعنی تا زمانی که دست برداند. نه مذاکره تا زمانی که دست برداند. بلکه جنگ تا زمانی که دست برداند. طبق ایه.
خب خیلی از خواص این آیه را فریاد زدند.
اگر ما ترامپ را کشته بودیم ایا می امدن با ما مذاکره کنن؟ حالا اون ها رهبر ما را شهید کردند.
اگر رییس جمهور چین و روسیه رو تهدید کنن اونا چی کار می کنن؟
ایا رهبر ما امنیت دارد که برگردد در جامعه و شهید نشود؟

چرا ما هسته ای اخ اونا هسته ای به به
پس جنگ تا نقطه بازدارنگی.

اما حالا چرا می ریم سمت مذاکره؟ چون سه جریان فکری داریم. این سه جریان در زمان حضرت موسی علیه السلام هم بود. وقتی مقابل یه قوم جبار قرار گرفتند.

 

گام هفتم: مراقبه فنی و در اوردن نقطه ضعف
مراقبه فنی یعنی انسان ببینه در چه زمانی در چه مکانی در چه حالتی این گناه رو هی تکرار می کنه.
مثلا یک نفر می بینه وقتی تنهاست گناه رو‌ تکرار می کنه باید برنامه بریزه تنها نشه.
یکی می بینه وقتی با فلان شخص هم صحبت می شه این گناه تکرار میشه باید از اون شخص دوری کنه.
یا مثلا یک نفر می بینه از طریق فضای مجازی گناه اتفاق می افته باید مدیریت شده بره داخل فضای مجازی با هدف خاص. 
یا مثلا حذف فیلترشکن و ماهواره فلان سایت و .... از خانه یا موبایل
یا فلان پاساژ خیلی توش گناهه باید از اون پاساژ فاصله بگیریم. پاساژی که چشم مدام به گناه می افته. یا شغل. بعضی شغل ها مدام توش به گناه الوده می شوییم باید تغییر شغل داد.
حتی قران می گوید اگر در شهری به گناه می افتی برو شهر دیگه:

سوره نساء
إِنَّ ٱلَّذِينَ تَوَفَّىٰهُمُ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةُ ظَالِمِيٓ أَنفُسِهِمْ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمْۖ قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي ٱلْأَرْضِۚ قَالُوٓاْ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ ٱللَّهِ وَٰسِعَةࣰ فَتُهَاجِرُواْ فِيهَاۚ فَأُوْلَـٰٓئِكَ مَأْوَىٰهُمْ جَهَنَّمُۖ وَسَآءَتْ مَصِيرًا(٩٧)
كسانى كه فرشتگان (قبض ارواح)، روح آنها را گرفتند در حالى كه به خويشتن ستم كرده بودند، به آنها گفتند: «شما در چه حالى بوديد؟ (و چرا با اينكه مسلمان بوديد، در صفِ كفّار جاى داشتيد؟!)» گفتند: «ما در سرزمين خود، تحت فشار و مستضعف بوديم.» آنها [فرشتگان] گفتند: «مگر سرزمين خدا، پهناور نبود كه مهاجرت كنيد؟!» آنها (عذرى نداشتند، و) جايگاهشان دوزخ است، و سرانجام بدى دارند.

اما گاهی گناهان از طریق فکر می آد در اینجا باید مدیریت فکر یاد بگیریم.

 

 

این مطلب تقدیم شما که در گناهی گیر کردید و می خواهید از دستش خلاص شوید.

گام صفر یا گام مقدمه: ناامید نشدن و حالت خوف و رجا داشتن یا خوف و طمع.
 این وادی، توبه و شکستن و دوباره و توبه و شکستن مقام شهادت است. اصلا پوچی راه ندارد.
در جهاد اصغر یعنی جهاد با شمشیر و تفنگ انسان همین طور است گاهی بر دشمن پیروز می شود گاهی شکست می خورد و اگر انسان در این حالت بمیرد شهید حساب می شود.
حالا کسانی که در گناهی گیر کردند و در حال مبارزه هستند در جهاد اصغر نیستند در جهاد اکبرند یعنی مبارزه با نفس

 شکست و توبه و این ها سختی راه است اگر در همین حالت بمیریم شهید جهاد اکبر محسوب می شویم. پس اصلا احساس ناامیدی به خود راه ندهیم که اولین قدم شیطان همین ناامیدی است.
سوره یوسف
يَٰبَنِيَّ ٱذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلَا تَاْيْـَٔسُواْ مِن رَّوْحِ ٱللَّهِۖ إِنَّهُۥ لَا يَاْيْـَٔسُ مِن رَّوْحِ ٱللَّهِ إِلَّا ٱلْقَوْمُ ٱلْكَٰفِرُونَ(٨٧)
پسرانم! برويد، و از يوسف و برادرش جستجو كنيد؛ و از رحمت خدا مأيوس نشويد؛ كه تنها گروه كافران، از رحمت خدا مأيوس مى‌شوند!

این حالت رجا است که شهید محسوب می شویم اگر فقط در این حالت باشیم ممکن است مغرور شویم.

خوف هم باید باشد.
مهم این است که ما نمی خواهیم عامدا عالما گناه کنیم بلکه گناه از دستمان در می رود. هی تلاش می کنیم گناه نکنیم اما یهویی باز از دستمان در می رود.
سوره مدثر
كُلُّ نَفْسِۭ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ(٣٨)
(آرى) هر كس در گرو اعمال خويش است
انسان در رهن اعمالش است یعنی گناه گناه می اره 
و ثواب هم ثواب می آره.
پس این حالتی که در تلاشیم از خدا دور نشیم ان شاءالله در توفیقات جدید باز می شه.
پس مثلا نماز جماعت رفتن که یک ثواب بزرگ است یهویی در توفیقات جدید باز می کند.

این خوف و ترس که نکند من در حالت گناه بمیرم یک خوف مثبت هست و عاملی هست که کمک می کند زود توبه کنیم.
نکند در حالت گناه بمیریم شهید محسوب نشوم.
این حالت را باید حفظ کرد حالت بین خوف و رجا.
از یک طرف می ترسیم که نکند در حالت گناه بمیرم.
از یک طرف امیدواریم خداوند بخشنده مهربان است حتما می بخشد کمک می کند. اگر فقط یک حالت باشد بد است مثلا فقط بترسیم نه من لیاقت ندارم خدا منو ول کرده در حالت گناه می میرم این بد است. چون ناامید می شویم.
یا از اون طرف حتما حتما خدا کمک می کند غیرممکن است من در حالت گناه بمیرم. این بد است. چون مغرور به گناه می شیم.
نه ناامیدی خوب است نه مغرور شدن به گناه. نه خوف تنها خوب است نه رجا (امید) تنها. بلکه حالتی بین خوف و رجا.
وقتی ناامیدی می اد سراغ ادم، بیشتر به رجا فکر کنیم خداوند مهربان است و ....
وقتی گناه و تاخیر توبه است بیشتر به خوف فکر کنیم نکند من در حالت گناه بمیرم.
در قران ظرافت بیشتر هست به جای خوف و رجا امده خوف و طمع.
در روایات بیشتر خوف و رجا آمده.
طمع از رجا بالاتر هست طمع یعنی کسی که  هیچی نداره چشمش به دست معشوق است.
سوره اعراف
وَلَا تُفْسِدُواْ فِي ٱلْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَٰحِهَا وَٱدْعُوهُ خَوْفࣰا وَطَمَعًاۚ إِنَّ رَحْمَتَ ٱللَّهِ قَرِيبࣱ مِّنَ ٱلْمُحْسِنِينَ(٥٦)
و در زمين پس از اصلاح آن فساد نكنيد، و او را با بيم و اميد بخوانيد! (بيم از مسئوليتها، و اميد به رحمتش. و نيكى كنيد) زيرا رحمت خدا به نيكوكاران نزديك است!

رجا: گفته شد انسان اگر بعد از گناه واقعا پشیمان می شود در میدان جهاد اکبر است و هی توبه و هی پشیمانی جدی و توبه واقعی شهید محسوب می شود.

خوف: اما این حدیث هم هست:
امام رضا(علیه‌السلام)»:
مَن أَصََرَّ عَلی‌المَعاصی و طَلبَ العَفوَ مِن رَبِّهِ وَ لَم یَتُبْ فَقَدِ اسْتَهزَأَ بِنَفسِهِ!
کسی که بر ارتکاب گناه پافشاری می‌کند و از آن دست‌بردار نیست و (در عین حال) از خدای خود طلب عفو و بخشش می‌کند اما توبه واقعی نمی کند در حقیقت خود را مسخره کرده است! (مواعظ عددیّه، ص ٢٠٠)

حالا ادم با خودش فکر می کنه یعنی توبه من واقعی هست؟ نیست؟ شهیدم یا خودم رو مسخره کردم؟ یک حالتی بین خوف و رجا هست.
وقت ناامیدی امد به شهادت بیشتر فکر می کند وقتی مغرور به گناه می شود به مسخره کردن خود فکر می کند.

رجا: خداوند بسیار مهربان است. مچ گیر نیست دستگیر است، یعنی معرفت نسبت به خداوند.

خداوند، در آیات و روایات فراوانی، محبتش را به بندگانش ابراز کرده است؛ مانند این آیات: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ»(2)، «فَإِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ»(3) و «وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ»(4). هم چنین در حدیث قدسی دیگری نیز چنین آمده است: «اگر آنان که از من روی گردانیده اند، می دانستند که چه قدر منتظر آنان هستم، از شوق می مردند».(5) میزان الحکمه
این قدر خداوند مشتاق ماست توبه کنیم که اگر می فهمیدیم می مردیم این قدر مهربان است و این قدر خدا عاشق ماست.

 خوف: نکند من در حالت گناه بمیرم برم زود توبه کنم.
امام جعفرصادق(علیه‌السلام)»:
إنّ العَبدَ أَذا أَذنَبَ ذَنْباً اَجَّلَهُ اللهُ سَبْعَ سَاعاتٍ فَاِنِ استَغَفَراللهَ لَم یُكْتبْ عَلَیهِ شَئٌ وَ اِن مَضَتِ السّاعاتِ و لَم یَستَغفِرهُ كُتِبَ عَلَیهِ سَیئةٌ.
بنده هر گاه گناهی مرتکب شود خداوند تا هفت ساعت او را مهلت می‌دهد چنانچه توبه کرد چیزی برای او نوشته نمی‌شود واِلّا تنها یک گناه برایش ثبت می‌گردد. (لئالی‌الاخبار، ج ١، ص ٣٧٢)

ما باید از این خوف استفاده کنیم نکند در حالت گناه بمیرم برای توبه سریع.

حالتی بین خوف و رجا باید حفظ شود.

حالا با این مقدمه بریم سراغ دوازده گام برای ترک گناه تکرار شونده.
 

 

حضرت موسی علیه السلام وقتی به خداوند می رسه کش دار صحبت می کنه.

وَمَا تِلْكَ بِيَمِينِكَ يَٰمُوسَىٰ(طه ١٧)
و آن چيست در دست راست تو، اى موسى‌؟!
قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّؤُاْ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَىٰ غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَـَٔارِبُ أُخْرَىٰ(طه ١٨)
گفت: اين عصاى من است؛ بر آن تكيه مى‌كنم، برگ درختان را با آن براى گوسفندانم فرومى‌ريزم؛ و مرا با آن كارها و نيازهاى ديگرى است.
برای خداوندی که عالم به همه چیز هست داره می گه عصامه بهش تکیه می کنم و .....
کافی بود بگه عصا هست. اما چون خداوند معشوق مخاطب هست کش دار حرف می زنه.


اما همین حضرت موسی (ع) وقتی به دختران حضرت شعیب (ع) می رسه که نامحرم هستند،  بسیار بسیار کوتاه صحبت می کنه: 
مثلا سلام و احوال پرسی هم حتی نمی کنه. فقط و فقط دو‌ کلمه می گه ما خطبکما.
سوره قصص
وَلَمَّا وَرَدَ مَآءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةࣰ مِّنَ ٱلنَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ ٱمْرَأَتَيْنِ تَذُودَانِۖ قَالَ مَا خَطْبُكُمَاۖ قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّىٰ يُصْدِرَ ٱلرِّعَآءُۖ وَأَبُونَا شَيْخࣱ كَبِيرࣱ(٢٣)
و هنگامى كه به (چاه) آب مدين رسيد، گروهى از مردم را در آنجا ديد كه چهارپايان خود را سيراب مى‌كنند؛ و در كنار آنان دو زن را ديد كه مراقب گوسفندان خويشند (و به چاه نزديك نمى‌شوند؛ موسى) به آن دو گفت: «كار شما چيست‌؟ (چرا گوسفندان خود را آب نمى‌دهيد؟!)» گفتند: «ما آنها را آب نمى‌دهيم تا چوپانها همگى خارج شوند؛ و پدر ما پير مرد كهنسالى است (و قادر بر اين كارها نيست.)!»
نکات این ایه از تفسیر نور:
نکته هفت تفسیر نور:  گفتگوى مرد با زن در صورت لزوم مانعى ندارد. «مٰا خَطْبُكُمٰا»  
نکته هشت: سعى كنيم در حرف زدن با نامحرم، خلاصه سخن بگوييم. «مٰا خَطْبُكُمٰا»  
نکته هشت: نسبت به آنچه در اطراف ما مى‌گذرد، بى‌تفاوت نباشيم. «مٰا خَطْبُكُمٰا»  
نکته نهم: كار زن در خارج از منزل اشكالى ندارد، به شرط آنكه:الف: زن در محيط كار، تنها نباشد. «اِمْرَأَتَيْنِ‌»
ب: با مردان اختلاطى نداشته باشد. «مِنْ دُونِهِمُ  لاٰ نَسْقِي حَتّٰى يُصْدِرَ اَلرِّعٰاءُ‌» 
 

از بین فرمول ها اقتصادی این فرمول زیر به نظر بهتر می آد:
فرمولش به صورت زیر است:
MV=PY
 M: حجم نقدینگی
V: سرعت گردش پول
P: سطح قیمت‌ها
Y: سطح تولید یا کالا
 طرفین این تساوی همیشه باید برابر باشند.
اگر m نقدینگی رفت بالا
اون طرف باید y تولید و یا کالا بره بالا
 وگرنه چی می شه؟ p که همون قیمته می ره بالا  می شه گرانی تا طرفین تساوی برابر بشه
مثلا یعنی عرضه کم (کالا کم)  تقاضا ی زیاد (پول زیاد) جنس کم رو می شه چی کار کرد؟ گرونتر فروخت.
دولت  m رو  زیاد کنه چی می شه؟ خلق پول فیزیکی و الکترونیکی. خب وقتی m زیاد شد و y کم. Pمی ره بالا.
پر کردن این چاله، همون m زیاد، زمانبره. به این سادگی این چاله پرشدنی نیست. و اثرش به زودی سر سفره ها نشون داده نمی شه.
(دولت شهید رییسی) در زمان خودش درست تلاش کرد. مثلا ترغیب بانک ها به سرمایه گذاری در مخازن مشترک و هدایت M به سمت تولید یعنی y. 
و درضمن رقبای ما از میادین مشترک بیشتر نبرند. پیمان شانگهای و ارتباط با کشورهای مختلف برای افزایش صادرات یعنی افزایش y هم انجام می شد و مدل غربگرا فقط منتظر برجام و مذاکره نبود.